اهمیت داستانسرایی در کسب و کار

اهمیت داستانسرایی خودش را تنها در کسب و کار نشان نمی دهد. اگر خوب دقت کنید، همه ما در طول روز از تکنیک داستانسرایی برای اینکه کارهای روزمره مان راه بیفتد، استفاده می کنیم. از گپ زدن با دوستان و همکاران گرفته تا بهره بردن از یک خرید یا خدمات بهتر، هر روز از استانسرایی استفاده می کنیم. اما اهمیت داستانسرایی در کسب و کار در شکل های دیگری نمود پیدا می کند. داستانسرایی خوب منجر به وفاداری مشتری، افزایش سود و در نهایت ایجاد استراتژی های قوی در مارکتینگ می شود.
آنچه در این مطلب می خوانید نگاهی است دقیق تر به اهمیت داستانسرایی.

چرا داستانسرایی برای کسب و کار ما مهم است؟

به غیر از اینکه داستان بیش از دیگر اشکال دیجیتال مارکتینگ در ذهن مشتری و مخاطب باقی می ماند، اهداف یک کسب و کار را هم به ذهن مخاطبان می رساند. و زمانی که اهداف یک کسب و کار روشن باشد و مدام هم تکرار شود، مشتریان را نیز زودتر از معمول به شرکت یا برند وفادار می کند. در نتیجه وقتی که از این تکنیک استفاده می کنید، یک سر و گردن بالاتر از دیگر رقبای تان قرار می گیرید.

توسعه کسب و کار

درست از زمانی که ایده یک کسب و کار در ذهن شما شکل می گیرد، داستان شما هم شروع می شود. نکته جالب اینکه مسیر شما در این جاده هر روز با داستان های جدیدی همراه است. روزی که تصمیم به تغییر، حذف یا بهبود یک کالا یا خدمات می دهید، داستان تازه ای برای تعریف کردن دارید. تمام مراحل پیشرفت، پسرفت، مشکلات، چالش‌ها و حتی کارهای ساده ای که انجام می دهید، فرصت داستان سرایی شما هستند برای اینکه نشان دهید کالا و خدمات تان ارزش خرید یا سرمایه گذاری دارد.

اهمیت داستانسرایی در کسب و کار

اهمیت داستانسرایی در کسب و کار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که داستان هایی را انتخاب و تعریف کنید که به گونه ای به مشتری تان مربوط و مرتبط شود. اگر موفق به این کار شوید، خواهید توانست اعتماد مشتری را به خود جلب کنید. چگونه؟ به دلیل ساده همذات پنداری. وقتی مشتری خود را یکی از شخصیت های داستان شما می بیند، به شما اعتماد و این اعتماد را هم منتشر می کند.

نمونه های بی شماری از کسب و کارهای برتر دنیا هستند که کالا و خدمات شان را به وسیله داستانسرایی به شهرت رساندند. آنها به هر سمیناری که دعوت می شدند، نمونه ای را تعریف می کردند که چگونه زندگی یا کار یک مشتری به واسطه استفاده از کالاها و خدمات آنها تغییر می کرد.

امتیازی بر رقبا

مشتریان همیشه حرف های زیادی برای گفتن دارند. از آنها غافل نشوید. شاید رقیب تان کالا یا خدمات بهتری برای عرضه داشته باشد اما این را همواره به یاد داشته باشید که احساسات قوی تر از منطق عمل می کند. پس اگر بتوانید حرف های مشتریان را به داستان تبدیل و آنها را منتشر کنید، بیش از یک قدم از رقیب تان پیشتر خواهید بود.
دو محقق آمریکایی برای اینکه این نظریه را ثابت کنند، اشیای کم ارزشی را در eBay به حراج گذاشتند. فقط پیش از حراج برای هر شیء داستان کوتاهی نوشتند. نتیجه این بود که این اشیاء ناچیز که هیچ کدام بیش از دو دلار ارزش نداشتند، در مجموع هشت هزار دلار به فروش رفتند! بنابراین اگر کسی هنر قصه گویی خلاق را بلد باشد، می تواند به کالاها و خدمات ارزش افزوده بدهد و سود بیشتری تولید کند.

داستانسرایی، تبلیغات و بازاریابی

داستانسرایی همچنین قادر به ساخت استراتژی قوی در بازاریابی است. یکی از موثرترین راه ها برای برقراری ارتباط با مشتری، تبلیغات یا ایجاد کمپین های تبلیغاتی است. کافی است که بازاریابان بلد باشند تا تبلیغات قوی و مرتبط با کسب و کارشان را بسازند و بدانند که یک تبلیغات خوب به عواملی قوی تر از صحنه های تصنعی و حرف های کلیشه ای یا بازیگران زیبا دارد.

کمپین های تبلیغاتی خوب باید پیام شفاف داشته باشند و نشان دهند که دغدغه اصلی یک کسب و کار چیست. تنها در صورت وجود این شفافیت است که مشتری به سوی یک برند جذب می شود و از کالاها و خدمات آنها استفاده می کند.

اهمیت داستانسرایی در کسب و کار

اهمیت داستانسرایی در کسب و کار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چرا تو را انتخاب کنم؟

تصمیم افراد برای کار کردن با کسب و کار شما شبیه خرید کردن از یک فروشگاه آنلاین است. همانطور که کاربران به شرح و توصیفات یک کالا نگاه نمی کنند بلکه بیشتر تجربه مشتریان دیگر را می خوانند، افراد مختلف نیز در ابتدا از خود می پرسند چرا باید این شرکت را برای همکاری انتخاب کنم؟ این دلیلی است که شما به آن برای مکتوب کردن داستان کسب و کار یا تجربه مشتریان خود نیاز دارید. برای اینکه کسانی را در جریان روند کاری و تجربیات کاری تان قرار دهید که اطلاعی از کسب و کار شما ندارند. و با خواندن داستان تجربه دیگران می توانند به یک بینش برسند و کسب و کار شما را برای همکاری انتخاب کنند.

احساسات را دست کم نگیرید

بهترین داستانسرایی ها آنهایی هستند که احساسات مخاطب را هدف می گیرند. اگر مخاطبان بعد از یک داستان از نظر احساسی و روحی با آن ارتباط برقرار کنند، به شرکت ایمان می آورند، پای آن می ایستند و به آن وفادار می مانند. بنابراین از اینکه داستان شکست یا خطای سازمان تان را تعریف کنید، نهراسید. مخاطب به راستی و صداقت حرف های شخصت اصلی داستان پی می برد و با او همراه می شود. شاید در گذشته خطا کرده باشید یا شکست خورده باشید اما امروز و در علم روابط عمومی حال حاضر تمام آن شکست ها می تواند پل پیروزی شما باشد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *